تبليغاتX
کلبه دوست

کلبه دوست

گریه میکنم

 

گریه میکنم تا شاید اشکهایم


آتش درونم را خاموش کنند...

گریه میکنم


تا قطره های بلورینم

داغ بی کسی رو

در تاریکی این شب سرد

به گوش ستارگان بی نور برسانند

 

وآنها را از خوابشان بیدار سازد


با چشمانی خیس


با تو حرف میزنم


گویند دیوانه ام


اما چه کنم؟

فاصله


از عشق تو میسوزم

و دم نمیزنم


کاش میدانستی

که دلم در انتظارت


لحظه...لحظه


آب میشود

 

+ گلستانی در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391جوانه زده  1:11 گل کاری از  عسل  | 

در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست

 

بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست

آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست


مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب

در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست

آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد

بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست

بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است

مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

باز می پرسمت از مسئله دوری و عشق

وسکوت تو جواب همه مسئله هاست


 

+ گلستانی در  جمعه یازدهم فروردین 1391جوانه زده  0:2 گل کاری از  عسل  | 

حواسم نبود،خزان آمد

 

حواسم نبود،خزان آمد

تو را چید وبرد

داشتم به موسیقی خاطره های بهاریمان گوش می کردم

 

 

که چگونه پرستوها را میان نگاهمان پرواز میدادیم

به روی سر می گذاشتیم

و آن قدر می گریستیم

 

 

تا تمام می شدند

قطره های دلتنگی مان

من برایت قاصدک می شدم

 

 

تو مرا به دیار رویاهای دور می فرستادی...

از باغ آرزوها سیب می چیدیم

سرخ سرخ

من آدم تو حوا

 

با من بیا...

 

نه فریب خورده ،نه دلتنگ

هردو خدای یکدیگرو تو در

در چشم من خورشید را میدیدی

که از عمق سینه ام می درخشید....

 

حواسم نبود دربهارجامانده بودم

انگارفراموشم شده بود که سال چهارفصل دارد

 

 

و من هنوز بهارزندگیم را مرورنکرده

خزان رسیده بوددریغا

چه زودگذر چه ناپایدار

 

 

+ گلستانی در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390جوانه زده  11:34 گل کاری از  عسل  | 

از کجا شروع کنم؟

Where do I begin

از کجا شروع کنم ؟

To tell the story of how great a love can be

برای گفتن داستانی که نهایت بزرگی عشق را نشان میدهد

The sweet love story that is older than the sea

داستانی شیرین از عشق که عمرش از دریاها نیز بیشتر است

The simple truth about the love she brings to me

حقیقتی ساده درباره عشقی که او به من هدیه کرد

Where do I start

از کجا شروع کنم ؟

With her first hello

با اولین سلامش

She gave a meaning to this empty world of mine

معنای جدیدی به جهان پوچ من داد

There will never be another love , another time

که در آن هیچ تکرار و علاقه دیگری نبود

She came into my life and made the living fine

او به زندگی من پا گذاشت و آن را شیرین کرد

She fills my heart

او قلب مرا پر کرد ...

With very special things

او قلب مرا با چیزهای خاص پر کرد

With angle songs , with wild imaginings

با آواز فرشته ها , با تصوراتی حاصل از اشتیاق و علاقه زیاد

She fills my soul with so much love

و روح مرا با انبوهی از عشق پر کرد

That anywhere I go , I am never lonely with her along

برای همین هر کجا که بروم تنها نخواهم ماند

Who can be lonely

با وجود همراهی او چه کسی تنها خواهد ماند ؟!

I reach for her hand It is always there

و هر وقت در جستجوی دستان او باشم او در کنار من است

How long does it last

چه مدت ممکن است از این عشق گذشته باشد ؟

Can love be measured by the hours in a day

آیا می توان عشق را اندازه ساعات روز اندازه گرفت ؟

I have no answer now But this much I can say

آن هم اکنون هیچ جوابی ندارم اما همین قدر می توانم بگویم که ...

I know I will need her till the stars all burn away

می دانم به او احتیاج دارم تا زمانی که ستاره ها می درخشند

And she will be there

و او آنجاس!

+ گلستانی در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1390جوانه زده  9:40 گل کاری از  عسل  |